درود

دستامو از ریز پتوی گرم و نرمم در میارم میزان سردی هوا رو بسنجم . سردی هوا قابل تحمله به خودم یکم خواب بیشتر جایزه میدم . 

صبحانه رو میخورم . پیغامهامو چک میکنم و یکم تلویزیون میبینم بلکه گوشم به لهجه تند کیویلندی ها عادت کنه. 

بیرون باد تندی میوزه هوا ابره اما یک خنکی مطبوع داره سوز سرما نداره هر آن احتمال میدم بارون بباره زودی میرم و لباسا رو که بعد دو روز آفتاب سرد، خشک شدن جمع میکنم. خانوم همسایه که منو همسر اسمشو خانوم برفی گذاشتیم برام دست تکون میده و میدوه بیرون . تو دلم میگم خدایا هم من بفهمم اون چی میگه هم اون بفهمه . اولش تند تند صحبت میکنه و من 20 درصدحرفاشو بزور میفهمم که در مورد دلتنگی و زمستان سرد و .. بعد بهش میگم ببخشید من خیلی زبانم خوب نیست میگه نه تو خوبی و همسرت عالی. دستمو میگیره یه حس آرامش و مهربانی خالص داره . اصرار میکنه برو سر کار میگم فرصتش بود اما فعلا رد کردم . میگه خیلی زیبا هستی و من این جمله رو کاملا میفهمم خنده . کلی هم به همسر افتخار میکنه و دلیلیشو میگه که من متوجه نمیشم. سگ کوچولوش بدو بدو میاد و ذل میزنه تو چشمای من با اینکه حیوونا رو دوست دارم سعی میکنم فاصله ایمنی رو باهاش حفظ کنم.

یکم به کارهای کدبانو گری میرسم کلی اسفناج و جعفری و پیازچه خورد میکنم کاری که تو ایران اصلا بلد نبودم .کلی هم به خودم میخندم و اون وسطا خوراکی جایزه میدم.

بیرون رو دید میزنم و به ماشینهایی خیره میشم که ترافیک لاین گردش به راست تا کجا پس زده اما یک نفر حتی متمایل به حریم خط بغل نمیشه گاهی از این نظمشون خندم میگیره.

برنامه شام رو میچینم و میرم سراغ ورزش. 

فارسی آموز نوشت : دوست نیوزلندی همسر تلفن کرد.  تا گوشی رو برداشت گفت دراگ! هی همسر میپرسه چرا میگی دراگ میگه خانومت یادم داده . یادم میاد بهم گفت سلام فارسی چی میشه منم گفتم درود این بنده خدا هم درست متوجه نشده به همسر میگم و اون براش اسپل میکنه. اونم میگه dorod man همسر میگه باید بگی درود مرد .صدای قهقه اش میاد که شما تو فارسی فحش میدید چرا . بعد متوجه میشیم که m.e.r.d.e در زبان فرانسه ناسزاست. آموزش زبان فارسی به دعوت برای شام روز یکشنبه منجر میشه .

این آخر هفته ناهار منزل دوست ایرانی همسر و خانومش و شام فرداش در منزل دوست خانوادگی نیوزلندی به سر خواهیم برد. طفلکی هی تاکید میکرد رفتیم و گوشت حلال خردیدم خیالتون راحت.  حالا چی بپوشم من مژه

/ 7 نظر / 32 بازدید
فاطمه

جواب خصوص قبلی هاموندادی ی خصوصی ام الان هست[زبان][خجالت]

لیلا

خوش بگذره[چشمک]

فاطمه

سلااااااااااااااااااااااااام خوبی خانوم/ قهرمان خوبند/ خداروشکر خوبید/ غریب وتن درست باشید

سارا

عزیزممم خوشحال دوست پیدا کردی...خوبه بلدی سرتو گرم کنی واقعا هنره خودش[ماچ]

معصومه

سلام از وبلاگ مهربانو به شما رسیدم اتفاق خوب و شیرینی بود :) لذت بردم از خوندن حرفات فکر کنم شدم مشتری دایمی

فاطمه

میلتوچک کن

آمارین

عجب مقوله ی عجیبیه این مهاجرت. باید ادم دل شیر داشته باشه تا مث یک نوزاد ِ بدون تجربه بزنی به دل زندگیه جدید ایشالله که زندگی خیلی خوبی داشته باشی دوستم. زبان رو که یاد بگیری همه چیز حله راسی انگلیسی صحبت میکنن یا زبان محلی و خاصی دارن؟