رویای واقعی

زیر پتوی گرم و نرم غلت  میخورم تو شیش و بش اینم که بازم بخوابم یا نه . ساعت 8 صبحه .  گوشیم رو از حالت فلایت مد در میارم . تند تند پیغاما میاد.

پیغام دوست صمیمی ام توجه ام رو جلب میکنه

الو الو سلام . بیداری؟یکبار دیگه  خواب یک ماه پیشت رو برام تعریف کن

"یادم میاد برای خدا حافظی رفته بودم خونه اشون وقتی همو بغل میکردیم گفتم خواب دیدم که مامان شدی و دو تا فرشته دارن ازت شیر میخورن و من بهت میگم چقدر گرسنه ان این دو تا

و تو با نا امیدی تمام گفتی این  ماه هم منتظری و حتی مامانت هم نمیدونه و عجیب بود برات این خواب من "

بهش جواب دادم: میخوای دوباره تعریف کنم؟

گفت: نه میخوام بگم خوابت تعبیر شد من بعد 5 سال مامان دو تا فرشته شدم . ممنونم ازت

بهش جواب دادم : اما من کاری نکردم فقط خواب دیدم

گفت : تعریف اون خواب تو موج انرژی مثبت و امید برای من بود .وقتی صدای قلبشون رو  شنیدم و فهمیدم دوتان بهت زده  فقط به یاد تو بودم.

 

میدونم که تمام اینها حکمت خدا بوده و شاید هر کدوم از ما آفریده شدیم که پیام رسان امید برای همدیگه باشیم

/ 7 نظر / 42 بازدید
خاطره

سلام دوست عزیز من تازه با وبت آشنا شدم و دارم آرشیوتو می خونم امیدوارم هرجای این کره خاکی باشی همیشه شاد و تندرست باشی و از خداوند بهترین ها رو برایت ارزومندم[قلب]

معصومه

سفارشم میپذیری خانوم ؟ :)

سارا سارایی

چقدر قلبت پاکه دوستم

خانوم خانوما

بس که دلت پاکه دختر . نمیشه برا منم خواب ببینی. مبارکه دوستت باشه . انتظار خیلی سخته

خانوم خانوما

راستی چقدر جمله آخر آرامش بخش بود

قاصدک

عجب خوابی و عجب تعبیری .. ایشالا همیشه همینطور پیام رسان شادی باشی [لبخند]

آمارین

از بس که دلت پاکه[قلب]